مشاعره

صفحه 7 از 7 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7

اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 4/3/2008, 16:11

در تنگنای دلهره اینک
خاموش و خشمگین به چه کاریم ؟
فریاد های سوخته مان را
در غربت کدام بیابان
از سینه های خسته برآریم ؟
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف parastoo في 6/3/2008, 02:01

مرا چشمیستخونافشان زدست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهدشدازآن چشم وازآن ابرو
avatar
parastoo
قدیمی

انثى تعداد پستها : 238
موقعيت : ایران
Registration date : 2007-07-24

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 6/3/2008, 17:32

وز ظلمت فشرده این روزگار تلخ
سوی کدام روزنه ره باز میکنم
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف j.j في 10/3/2008, 12:16

من از آن حسن روز افزون كه يوسف داشت دانستم
كه عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 10/3/2008, 16:08

آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف j.j في 17/3/2008, 07:59

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ocean في 17/3/2008, 08:08

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر ان ظلمت شب اب حیاتم دادند

ocean
عضو

ذكر تعداد پستها : 12
Registration date : 2008-01-10

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 19/3/2008, 18:07

دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها که در پی هم میشود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ocean في 24/3/2008, 13:48

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

ocean
عضو

ذكر تعداد پستها : 12
Registration date : 2008-01-10

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 24/3/2008, 16:39

دردل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف j.j في 2/4/2008, 06:19

نگوطفلي دل سپرده
يه نفر دلش رو برده
اون چون عاشقه قلبش
تا به حال از غم نمرده
مي دوني زندگي سخته
بار حرف زور زياده
كسي برده كه قلبش رو
به دست غم نداده
نگو طفلكي منم من
من شهامتم زياده
هيچكسي هنوز تو دنيا
مثل من كه دل نداده
مثل پرواز پرنده
توي پهن آسمون ها
دلمو به تو سپردم
توي همه كهكشون ها
پرزدم من تو جاده
با تو من پرواز كردم
من از پايان مي ترسيدم وآغاز كردم
avatar
j.j
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 5585
Age : 42
موقعيت : تهران وست
Registration date : 2007-04-16

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 5/4/2008, 15:49

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکنم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف Ahoo في 5/4/2008, 17:29

ali bamaram نوشته است:مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکنم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست


تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست

Ahoo
مهمان

انثى تعداد پستها : 4
موقعيت : The Scandinavian Peninsula in Northern Europe
Registration date : 2008-04-05

http://www.oracle.com/index.html

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 6/4/2008, 11:21

تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمیبرد
هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره که عقابم نمیبرد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که : آب ‌آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله را
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف Ahoo في 25/4/2008, 16:14

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون ‌آلود
..............................

Ahoo
مهمان

انثى تعداد پستها : 4
موقعيت : The Scandinavian Peninsula in Northern Europe
Registration date : 2008-04-05

http://www.oracle.com/index.html

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: مشاعره

پست من طرف ali bamaram في 11/5/2008, 16:21

در سکوت لبم ناله پیچید
شعله شمع مستانه لرزید
چشم من از تیرگی ها
قطره اشکی در آن چشم ها دید
avatar
ali bamaram
عضو برتر

ذكر تعداد پستها : 1779
Age : 34
موقعيت : کویر دل ....
Registration date : 2007-04-15

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 7 از 7 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد